تبليغاتX
حدیث تنهایی


tkbleak.com

هیچ کس نفهمید.....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت 11:14 قبل از ظهر
عید لبریز از غم نبودنت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 9:28 قبل از ظهر

تولدت مبارک

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 9 اسفند1386 و ساعت 11:21 قبل از ظهر

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 15 آذر1386 و ساعت 11:29 قبل از ظهر

برای همیشه بر گرد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 15 مهر1386 و ساعت 11:14 قبل از ظهر
طلب عشق نکن

یادمان باشد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 15 شهریور1386 و ساعت 11:26 قبل از ظهر
شهاب ها

آنگاه که..........

ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛

به خاطر بياور که ............ ...

         زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!!

کورسوی امید همیشه پا برجاست

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 18 مرداد1386 و ساعت 10:44 قبل از ظهر
درد و دل

سلام

امروز یه کاری کردم که نمی دونم چقدر درست بود.

راستش تو موقعیتی قرار گرفتم که یکی از دوستای فوق العاده نزدیک و صمیمیم  یه مشکلی براش پیش اومده بود ونمی دونست چه جوری باید حل کنه.

راستش رو بخواید یکی دو راهی به ذهنش خطور کرده بود که اونم به نظر منطقی نمی یومد.

تحمل دیدن ناراحتی وعذاب کشیدنش رو نداشتم (چون مثل یکی از اعضای خانواده ام بهش نگاه می کنم) به همین دلیل راهی رو جلو پاش گذاشتم که هر چند کاملا منطقی نبود ولی حداقل بهتراز افکار خودش بود.

نمی دونم ولی احساس کردم با شنیدن این راه حل امکان داره یه کم ذهنیتش نسبت بهم عوض بشه وحتی شاید بعد ها بابت دادن این پیشنهاد از طرف اون دوست مورد سرزنش قرار بگیرم اما باورکنید که توی اون موقعیت اون راه حل بهترین راه حل موجود توی ذهن جفتمون شد.

با این وجود که حداقل احساس می کنم که اون لحظه بهترین عکس العمل رو نشون دادم ولی بازم یه نگرانی مبهم دست از سرم بر نمی داره.

شاید هرکس دیگه ای جای من بود حداقل به خاطر بعضی منافع شخصی چنین پیشنهادی نمی داد ولی من حتی خواسته ها ومنافع خودم رو هم زیر پا گذاشتم.

وامیدوارم یه روزی پیش نیاد که از دخالتم توی اون موضوع پشیمون بشم (البته در بعضی جوانب قضیه امکان پشیمانی است)

یه چیز دیگه هم بگم و اون اینکه :

اون دوست درکل خیلی فهمیده است و سعی می کنه سنجیده عمل کنه ولی چه کنم چرا که احتمالا ذهن من یا خیلی منفی بافه و یا آینده نگر وحقیقت طلب

                         درهرصورت دیگه نمی شه کاری کرد جزانتظار

                                               فعلا بای

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 13 خرداد1386 و ساعت 4:32 قبل از ظهر
آواد جان تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

یازده خردادماه روز میلاد آواد عزیزمه

"هر چند با تاخیر"

تولدت مبارک آواد عزیزم

 

آواد جان تولدت مبارک

عزیزم

آغاز بودنت مبارک

*اینم کیک تولد*

از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم
در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم
اما اکنون برای من است و ازآن من
پس آنرا به تو هدیه میکنم

غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

اگر مي دانستي كه چه قدر دوستت دارم

 

      هيچ گاه

 

براي آمدنت باران را بهانه نمي كردی

 

      رنگين كمان من!

به امید تولد 100 سالگی

عزيزم عاشقانه انتظار طلوعت را مي کشم

که هميشه در کنار وجود نازنينت به غروب غمها برسيم

انشاالله

دوستت دارم و تولدت مبارک

فرشته من تولدت مبارک

تقديم به تنها فرشته اي که ساکن زمين است

 داداشی سالروز تولدت بها نه اي است

تا بگو يم چقدر دوست دارم

اغاز شگفتنت را تبريک مي گويم

و مهتابي زيبا براي اسمان وجودت ارزومندم

آبجی کوچولوی تو

رها 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 12 خرداد1386 و ساعت 9:21 بعد از ظهر
تشکر

سلام

راستش فکر نمی کردم انقدر با مرام باشید

حقیقتش عشق کردم .

از دوستایی که اومدن و نظر دادن و همچنین عزیزانی که افتخار ندادن با چند تا جمله خجالت زده مون کنن ممنونم

انشاالله یه روزشاید روز تولد خودتون یا وبلاگتوناز خجالتتون در میام

          دوستتون دارم

و سعی می کنم از این به بعد بهتر از این وبلاگ نویسی رو ادامه بدم

بازم بهم سر بزنید و تنهام نذارید

                                   فعلا بای

                                     رها

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در سه شنبه 8 خرداد1386 و ساعت 3:31 قبل از ظهر
تولدت مبارک

سالگرد تولد حدیث تنهایی مبارک

امروز تولده

میدونی تولد کی یا بهتر بگم چیه؟؟؟؟؟؟؟

همدم لحظه های بی کسی و تنهایی من یک ساله شد

آره درست حدس زدید

امروز سالگرد تولد حدیث تنهایی است

امروز رو به همه کسانی که از ابتدا و قدم اول همراهیم کردن و همچنین عزیزانی که از نیمه راه به کمکم اومدن تبریک می گم به خصوص آواد عزیز

با تمام وجود دعا می کنم که با یاری خدا و کمک شما بتونم حداقل دهمین سالگرد تولد حدیث تنهایی رو جشن بگیرم

              حدیث تنهایی تولدت مبارک

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در یکشنبه 6 خرداد1386 و ساعت 3:34 قبل از ظهر
خسته

خسته ام و دلسرد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در جمعه 4 خرداد1386 و ساعت 2:38 قبل از ظهر
منه بی حوصله

سلام

الان می تونم به جرئت بگم که ۱۵ دفعه شده که می یام و حتی وبلاگ رو باز می کنم ولی نمی دونم چرا دل و دماغ کار کردن روی وبلاگ رو ندارم.

حسابی بی حوصله شدم.و شاید تا حدودی دلسرد.

نمی دونم چرا اینجوری شد.من که دیوونه وبلاگ بودم حالا انگار هیچ حسی ندارم و این عذاب آوره.

چیزی نمی تونم بگم فقط امیدوارم که هر چه زودتر این حس دست از سرم برداره.

بد قضیه اینجاست که امتحانات پایان ترم هم داره نزدیک می شه

یه مدتی شاید نیام .تا زمانی که روحیه ی بهتری داشته باشم.اما نمی دونم این غیبت چند روزه باشه شاید یک روز و شاید هم یک ماه اما امیدوارم که بیشتر از یک ماه نشه

                                                                   فعلا خداحافظ

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در جمعه 4 خرداد1386 و ساعت 2:34 قبل از ظهر
نتونستم

نتونستم که بگم توی دلم چی می گذره

تبریک خودت می دونی واسه چی!!!!!!!!!!!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 و ساعت 11:19 قبل از ظهر
مردم ناحیه

  من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کرده ام

  حرفی از جنس زمان نشنیدم

  هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود

  کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

  و هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

همه بیگانه شدند با دل من

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در جمعه 7 اردیبهشت1386 و ساعت 3:16 بعد از ظهر
تنهايي

            بدون رفاقت سخته

                                 بي همزبوني سخته

                                                         ميون صد تا آدم

                                                                         تنها بموني سخته

تنهايي سخته به خدا

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 9:5 بعد از ظهر
لحظه ها

لحظه ها را گذرانديم که به خوشبختي برسيم؛

             غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختي بودند

آخه چرا ؟؟؟

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 8:59 بعد از ظهر
خیلی چیزا یاد گرفتم

هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم.

ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم.

ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.

ياد گرفتم تو زندگيم بی اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم.

ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم.

ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم.

ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم

و یاد گرفتم .................... 

بي وفايي رو تو يادم دادي

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در دوشنبه 27 فروردین1386 و ساعت 8:51 بعد از ظهر
بدون شرح

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:28 بعد از ظهر
دل نه دلیل

داشتيم تو جاده ميرفتيم

که چشمم افتاد به يه تابلو

که روش نوشته بود :

""""دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل"""

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:19 بعد از ظهر
تنهایی تو

تنها یی تو

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:16 بعد از ظهر
امتحان عشق

شاید ظاهرا باختم !! اما.....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:8 بعد از ظهر
یه جمله مفید

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته مي شود

                                              دري ديگر باز مي شود .....

ولي ما اغلب چنان به در بسته چشم مي دوزيم كه

                                              درهاي باز را نمي بينيم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:6 بعد از ظهر
آخه چرا؟؟

چقدر زمونه بي وفاست

                    نمي دونم خدا كجاست؟؟

              يكي بياد بهم بگه

                                 كجاي كارم اشتباست؟!!

                    گاهي مي خوام داد بكشم

                                         اما صدام در نمياد

                          بگم آخه خدا چرا

                                              دنيا به آخر نمي ياد  

چرا تموم نمی شه؟؟؟؟

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 8:4 بعد از ظهر
سلام

سلام دوستان

خواهش می کنم بهم نخندید!!!!!!!!!

آخه چی کار کنم؟؟ تقصیر من نبود.

همش تقصیر این زمستون بود که با خوابش منو برده بود به ناکجا آباد.تا از خواب بیدار شدم یه کم طول کشید و به همین دلیل به موقع برای تبریک نرسیدم.ولی خوب.ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.

شروع سال ۸۶ رو بهتون تبریک می گم .امیدوارم نوروز خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و  امسالتون بهتر از سال پیش باشه.

گاه عاشق شدن است.لحظه دیدن او. آری بهار است....

راستی بهتره از فرصت استفاده کنم و از عزیزانی که بهمون لطف داشتن تشکر کنم و بگم که:

""ببخشید اگه پاسخگوی محبتتون نبودیم.اما قول می دم که از خجالتتون در بیام""

خوش باشید

رها

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 4:42 قبل از ظهر