سلام
امروز یه کاری کردم که نمی دونم چقدر درست بود.
راستش تو موقعیتی قرار گرفتم که یکی از دوستای فوق العاده نزدیک و صمیمیم یه مشکلی براش پیش اومده بود ونمی دونست چه جوری باید حل کنه.
راستش رو بخواید یکی دو راهی به ذهنش خطور کرده بود که اونم به نظر منطقی نمی یومد.
تحمل دیدن ناراحتی وعذاب کشیدنش رو نداشتم (چون مثل یکی از اعضای خانواده ام بهش نگاه می کنم) به همین دلیل راهی رو جلو پاش گذاشتم که هر چند کاملا منطقی نبود ولی حداقل بهتراز افکار خودش بود.
نمی دونم ولی احساس کردم با شنیدن این راه حل امکان داره یه کم ذهنیتش نسبت بهم عوض بشه وحتی شاید بعد ها بابت دادن این پیشنهاد از طرف اون دوست مورد سرزنش قرار بگیرم اما باورکنید که توی اون موقعیت اون راه حل بهترین راه حل موجود توی ذهن جفتمون شد.
با این وجود که حداقل احساس می کنم که اون لحظه بهترین عکس العمل رو نشون دادم ولی بازم یه نگرانی مبهم دست از سرم بر نمی داره.
شاید هرکس دیگه ای جای من بود حداقل به خاطر بعضی منافع شخصی چنین پیشنهادی نمی داد ولی من حتی خواسته ها ومنافع خودم رو هم زیر پا گذاشتم.
وامیدوارم یه روزی پیش نیاد که از دخالتم توی اون موضوع پشیمون بشم (البته در بعضی جوانب قضیه امکان پشیمانی است)
یه چیز دیگه هم بگم و اون اینکه :
اون دوست درکل خیلی فهمیده است و سعی می کنه سنجیده عمل کنه ولی چه کنم چرا که احتمالا ذهن من یا خیلی منفی بافه و یا آینده نگر وحقیقت طلب
درهرصورت دیگه نمی شه کاری کرد جزانتظار
فعلا بای